هر چیزی که در زندگی روزمره استفاده میکنیم، زمانی یک ایده نوآورانه بوده است؛ از گوشی هوشمندی که در دست داریم گرفته تا کارت بانکی و یا سرویسی که با آن فیلم و سریال تماشا میکنیم. نوآوری محصول، فعالیتی کلیدی در خلق ارزش، رشد کسبوکارها و شکلدهی به زندگی انسانها دارد. در این مطلب به این پرسش پاسخ خواهیم داد که نوآوری محصول چیست و چرا اهمیت دارد.
- نوآوری در محصول چیست؟
- ۱- نوآوری محصول
- ۲- نوآوری فرایند
- ۳- نوآوری مدل کسبوکار
- انواع نوآوری در محصول
- دلایل نوآوری و توسعه محصول
- ۱- دلایل بیرونی؛ رقابت
- ۲- دلایل درونی؛ برتری در رقابت
- قبل از نوآوری چه چیزهایی را بررسی کنیم؟
- ۱- آیا مشکل واقعی و معتبر است؟
- ۲- تحلیل بازار
- ۳- بررسی منابع داخلی
- ۴- ریسکسنجی
- ۵- برای چه کسی نوآوری میکنیم؟
- فرایند نوآوری محصول چیست؟
- شناسایی فرصت
- ایدهپردازی
- غربالگری ایدهها
- نمونهسازی اولیه
- آزمون بازار
- تجاریسازی
- بهبود مستمر
- نوآوری؛ کلید پویایی بازار
- پرسشهای متداول
نوآوری در محصول چیست؟
نوآوری در محصول به معنی توسعه و طراحی محصولات و یا خدمات جدیدی است که ارزش واقعی خلق میکنند. نوآوری محصول لزوما با اختراع محصولی جدید همراه نیست. بهبود و بازآفرینی یک ایده یا محصول هم میتواند نوآوری باشد. کلیدواژه اصلی در مفهوم نوآوری، «خلق ارزش» است. خلق ارزش به معنی تولید محصول و یا ارائه خدماتی است که نیازها و مشکلات کاربران را رفع کند. در نتیجه، مشتری حاضر خواهد بود برای چنین محصولی پول بپردازد. همچنین هرگونه تغییر که منجر به کاهش هزینهها و افزایش بهرهوری شود، شکلی از خلق ارزش خواهد بود. نوآوری در بسیاری از منابع به سه نوع تقسیم میشود:
۱- نوآوری محصول
ارائه محصول یا خدمت جدید، مانند معرفی سیستم عامل اندروید.
۲- نوآوری فرایند
بهبود روش تولید یا انجام کارها، مانند کنترل کیفی با کمک هوش مصنوعی.
۳- نوآوری مدل کسبوکار
تغییر نحوه خلق ارزش، مانند شرکتهای تاکسی اینترنتی که مدل قدیمی تاکسی تلفنی را کنار زدند. اکنون این شرکتها خدمات خرید آنلاین و سفارش آنلاین غذا را هم ارائه میکنند.
نوآوری محصول از این جهت اهمیت دارد که مشتری بدون واسطه آن را لمس میکند. به عبارت دیگر، نوآوری محصول مستقیما نیاز و خواسته مشتری را هدف میگیرد. بسیاری از برندهای بزرگ بهواسطه محصولات خود شناخته میشوند و به شهرت میرسند. بنابراین، آشنایی با فرایندها و مفهوم نوآوری محصول برای توسعه کسبوکارها حائز اهمیت است. نوآوری محصول همواره از یک ایده خوب آغاز میشود، اما فرایند نوآوری تنها به مرحله ایده محدود نمیشود.
آنچه یک ایده خوب را به نوآوری تبدیل میکند، «تجاریسازی» است. تجاریسازی فرایندی است که طی آن، یک محصول تولید و به بازار ارائه میشود. افراد زیادی پیش از استیو جابز ایده یک گوشی هوشمند لمسی را داشتند، اما در نهایت شرکت اپل با تولید انبوه، قیمتگذاری درست، بازاریابی قوی و توزیع جهانی، توانست این ایده را به بهترین شکل تجاریسازی کند. در همین راستا، پلتفرم مگنتک به عنوان یک پلتفرم ارتباطی میان نوآوران و کسبوکارها میتواند در ایدهها را به ایدهپردازان و بازار وصل کند.
انواع نوآوری در محصول
نوآوری در محصولات، معمولا بر اساس شدت تغییری که ایجاد میکنند دسته بندی میشوند. بر این اساس انواع نوآوری در محصول عبارتاند از:
- نوآوری تدریجی
در مواردی که تغییرات کوچک اما مستمر، منجر به بهبود یک محصول میشوند؛ مانند افزایش عمر باتری در نسخههای بعدی یک محصول. در این نوع نوآوری، هزینه و ریسک اندکاند.
- نوآوری رادیکال
در این موارد، محصولی با فناوری یا قابلیتهای کاملا جدید به بازار عرضه میشود. این محصول با نمونههای قبلی تفاوت چشمگیری دارد؛ مانند تولید انبوه نخستین خودروهای برقی. در این نوع نوآوری، هزینه و ریسک بسیار بالاست، اما فرصت توسعه و کسب سود هم به همان نسبت فراهم است.
- نوآوری تحولآفرین (اخلالگر)
محصولی که قواعد بازار را تغییر میدهد و ممکن است محصولات پیشین و شرکتهای قدیمی را کنار بزند. مانند دوربینهای دیجیتال که جایگزین دوربینهای آنالوگ شدند.
دلایل نوآوری و توسعه محصول
۱- دلایل بیرونی؛ رقابت
نیاز کسبوکارها به نوآوری معمولا به دلیل فشارهای خارجی شکل میگیرد. بازار همواره در حال تغییر است، رفتار مصرفکننده ثابت نیست، تکنولوژی جدیدی به بازار عرضه میشود و یا یک شرکت رقیب، خدمت جدیدی ارائه میکند. در نتیجه این موارد، یک کسبوکار برای ادامه فعالیت در بازار همواره به نوآوری نیاز دارد.
۲- دلایل درونی؛ برتری در رقابت
با این وجود، کسبوکاری که تنها به فشارهای بیرونی واکنش نشان دهد همیشه یک گام از رقبای خود عقبتر است. کسبوکاری که نوآوری را به عنوان یک استراتژی میبیند و نه صرفا یک واکنش، از شرکتهای رقیب متمایز خواهد بود. چنین کسبوکاری میداند که بازار آینده متعلق به کسانی است که زودتر حرکت میکنند. نوآوری در محصول به کسبوکارها کمک میکند به بازارهای جدید وارد شوند و سهم خود را در بازار بیشتر کنند. همچنین حفظ مشتری معمولا هزینه به مراتب کمتری نسبت به جذب مشتریان جدید دارد. نوآوری به شرکتها کمک میکند با بهبود کیفیت و عملکرد خود، تجربه مشتریان را ارتقا دهند و رضایت آنها را جلب کنند. به این ترتیب، نوآوری در خلق محصول نه صرفا یک ضرورت رقابتی، بلکه یک انتخاب است.
قبل از نوآوری چه چیزهایی را بررسی کنیم؟
همانطور که گفته شد، داشتن یک ایده برای تولید یک محصول و خلق ارزش کافی نیست و تجاریسازی ایده در نوآوری محصول یک گام ضروری است. بررسی و تحلیل موارد زیر میتواند در فرایند تجاریسازی نقش مهمی داشته باشد:
۱- آیا مشکل واقعی و معتبر است؟
پیش از آغاز فرایند نوآوری باید اطمینان حاصل کنیم که مشکلی که تلاش داریم آن را حل کنیم یک نیاز واقعی است و مشتری حاضر است برای آن پول بپردازد. بسیاری از نوآوریها نه به علت ایده بد، بلکه به دلیل تحلیل نادرست مشکل شکست میخورند.
۲- تحلیل بازار
پس از شناخت مشکل، باید به این پرسشها پاسخ دهیم: چه تعدادی از افراد با این مشکل مواجه هستند؟ شرکتهای رقیب چگونه به این مشکل پاسخ داده اند؟ چه خلا و فرصتهایی در بازار وجود دارد؟ پاسخ به این پرسشها، تصویر درستی از بازار میسازد.
۳- بررسی منابع داخلی
یک ایده خوب بدون ظرفیت اجرا، تنها روی کاغذ باقی میماند. پیش از تولید هر محصول نوآورانه باید به شکلی واقعگرایانه بررسی کنیم که آیا نفرات، بودجه و زیرساخت لازم را برای رساندن ایده به بازار داریم. اگر منابع برای این هدف کافی نیستند، باید ابعاد پروژه محدود شود و یا یک شریک تجاری مناسب برای تولید محصول پیدا کنیم.
۴- ریسکسنجی
موفقیت تجاری هیچ محصول نوآورانهای تضمینشده نیست. در صورت شکست خوردن محصول، آیا کسبوکار ما تحمل این ضرر را دارد؟ ریسکسنجی به معنی ترسیدن از شکست نیست، بلکه به معنی آماده بودن برای تمام سناریوهای ممکن است.
۵- برای چه کسی نوآوری میکنیم؟
شناخت جامعه هدف در نوآوری محصول یک ضرورت است. محصولی که برای همه طراحی شده باشد معمولا برای هیچکس مناسب نیست. داشتن تصویر دقیق از مشتریان احتمالی، منجر به بلوغ ایده و طراحی بهتر محصول میشود.
فرایند نوآوری محصول چیست؟
-
شناسایی فرصت
نقطه آغاز هر نوآوری موفق، یک نیاز و مشکل واقعی در بازار است. شناخت چالشهای مشتریان و کشف فرصتهای دستنخورده، در طراحی یک محصول نوآورانه ضروری است.
-
ایدهپردازی
در این مرحله هیچ ایدهای مورد قضاوت قرار نمیگیرد و رد نمیشود. هدف نخست این است که بیشترین تعداد راهحلهای ممکن روی میز باشد. آزاد گذاشتن ذهن و محدود نکردن ایدهها، فرصتی برای کشف ایدههای خلاقانه به وجود میآورد.
-
غربالگری ایدهها
از میان ایدههایی که روی میز است، مواردی که با منابع، بازار هدف و اهداف کسبوکار همخوانی دارند انتخاب میشوند. معیار اصلی، انتخاب ایدههایی با بیشترین ارزش و کمترین ریسک است.
-
نمونهسازی اولیه
ایده انتخابشده به یک نسخه اولیه و ساده (mvp) تبدیل میشود. این نسخه محصول نهایی نیست، بلکه حداقل چیزی است که میتوان به مشتری ارائه کرد و عملکرد آن را آزمود.
-
آزمون بازار
نمونه اولیه در اختیار گروهی از مشتریان قرار داده میشود و بازخورد واقعی آنها ثبت میگردد. در این مرحله، پرهزینهترین اشتباهات پیش از تولید انبوه شناسایی میشوند.
-
تجاریسازی
محصول نهایی با بازاریابی و قیمتگذاری مناسب وارد بازار میشود. اجرای درست این مرحله به اندازه ایده اصلی اهمیت دارد.
-
بهبود مستمر
ورود به بازار، پایان فرایند نوآوری در محصول نیست. عرضه گسترده محصول، فرصتی ارزشمند برای ارزیابی دقیقتر عملکرد آن است. بازخورد مشتریان باید به صورت مداوم تحلیل شود و محصول بر اساس نیازهای واقعی بازار بهبود پیدا کند.
نوآوری؛ کلید پویایی بازار
نوآوری محصول نه یک اتفاق تصادفی و نه صرفا محدود به شرکتهای بزرگ است. برای درک بهتر اینکه نوآوری چیست، باید آن را فرایندی مشخص و حسابشده دانست که از شناسایی یک مشکل واقعی آغاز میشود و با تجاریسازی به نتیجه میرسد. یک ایده به تنهایی برای نوآوری در محصول کافی نیست؛ این ایده باید به دست مشتری برسد و ارزش واقعی خلق کند. یکی از چالشهای بزرگ کسبوکارها، پیدا کردن ایدههای نوآورانه و افرادی است که بتوانند این ایدهها را اجرا کنند. پلتفرم مگنتک فضایی برای ارتباط نوآوران با کسبوکارها ایجاد میکند؛ فضایی که در آن، ایدهها مسیر رسیدن به بازار را پیدا میکنند.
پرسشهای متداول
۱- آیا نوآوری محصول فقط برای شرکتهای بزرگ است؟
خیر، نوآوری به اندازه سرمایه ارتباطی ندارد. رمز نوآوری در شناخت مشکل و اجرای درست ایده است.
۲- چقدر طول میکشد تا ایده به محصول نوآورانه تبدیل شود؟
بستگی به پیچیدگی محصول و بازار هدف دارد. بعضی محصولات در چند ماه وارد بازار میشوند و برخی دیگر به چند سال زمان نیاز دارند. فرایند نوآوری محصول باید به شکل اصولی انجام شود و زمان اولویت اول نیست.
۳- از کجا بفهمیم ایدهمان ارزش و پتانسیل نوآوری دارد؟
سادهترین آزمون این است که ببینیم آیا کسی حاضر است برای این ایده پول بپردازد.